خدا نجات دهنده مومنان است

یاد آر حال یونس را هنگامی که از میان قوم خود غضبناک بیرون رفت و چنین پنداشت که ما هرگز او را در مضیقه و سختی نمی افکنیم آنگاه در آن ظلمتها فریاد کرد الها خدای به جز ذات یکتای تو نیست تو از شریک و هر عیب و آلایشی پاک منزهی و من از ستمکارانم ( 87 ) پس ما دعای او را مستجاب کردیم و او را از گرداب غم نجات دادیم و اهل ایمان را هم اینگونه نجات می دهیم ( 88 ) ( سوره مبارکه انبیاء )

/ 14 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ســــــاز زندگــــــی

خسته ام از تظاهر به ایستادگی ، از پنهان کردن زخم هایم زور که نیست ! دیگر نمیتوانم بی دلیل بخندم و با لبخندی مسخره وانمود کنم همه چیز رو به راه است !

عسل

سلام. بله درست گفته. ممنون

صدای دوست

سلام در هیاهوی زندگی دریافتم ؛ چه بسیار دویدن ها،که فقط پاهایم را از من گرفت در حالی که گویی ایستاده بودم ، چه بسیار غصه ها،که فقط باعث سپیدی موهایم شد در حالی که قصه ای کودکانه بیش نبود ، دریافتم،کسی هست که اگر بخواهد "می شود" و اگر نخواهد "نمی شود" به همین سادگی ... کاش نه میدویدم و نه غصه می خوردم فقط او را می خواندم و بس ...

صادقی

گرم بروني از اين استان كجا بروم ----------ز آستان تو اي جان جان كجا بروم گل اميد و شكوفه جمال و ميوه عشق -------تويي تويي من از ازين بوستان كجا بروم اگر به سوي عدم رانيم مضايقه نيست -------ولي زكوي تو در اين جهان كجا بروم جدا ز روي تو بودم به آرزوي تو شاد ----- چو دل به وصل تو شد شادمان كجا بروم دلي درست و نيتي زورمند بود مرا --------كنون شكسته دل و ناتوان كجا بروم به هر كجا كه روم رنگه فتنه يكسانست -----به زير بام تو اي آسمان كجا بروم [گل][لبخند]

پویا

جمعه ها طبع من احساس تغزل دارد ناخودآگاه به سمت تو تمایل دارد بی تو چندیست که در کار زمین حیرانم مانده ام بی تو چرا باغچه ام گل دارد شاید این باغچه ده قرن به استقبالت فرش گسترده و در دست گلایل دارد تا به کی یکسره یکریز نباشی شب و روز ماه مخفی شدنش نیز تعادل دارد کودکی فال فروش است و به عشقت هر روز می خرم از پسرک هر چه تفال دارد یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد هیچ سنگی نشود سنگ صبورت ، تنها تکیه بر کعبه بزن ، کعبه تحمل دارد... سید حمید رضا برقعی [گل]

یــــــاســـــــــ

هر آدینه قطره های اشک بر گونه ها لغزانند ، مهتاب در ساحل انتظار پهلو گرفته است ... کوه ها و دشت ها أینَ السَبَبُ المُتَصِلُ بَینَ الأرضِ وَ السَّمَاءِ را فریاد می زنند. ستاره ها بی قرار؛ شب تا سحر أمَّن یُجیِب می خوانند ، سروها گردن برافراشته اند تا از افق ها تو را فریاد بزنند ، صدای قناری ها در حنجره یخ زده است ، زمین در انتظار بوسیدن گام هایت بی تاب است ... آه! ای که وجودت از جنس آسمان است... در زمستان فراقت؛ گلی به گلستان نمانده است. کاش بیایی ! با حریر نفست بر کالبد خسته از انتظار شقایق ها ؛ جانی دوباره بخشی کاش بیایی ! همچو موسی ، با عصای ظهورت بشکافی دیوار فاصله را ...

ازمهین آباد

شادی ، خندیدن و خنداندن با چه قیمتی؟ ای کسانی که ایمان آورده اید نباید گروهی از مردمان شما گروهی دیگر را مسخره کنند شاید که آنها از اینها بهتر باشند و زنانی زنان دیگر را مسخره نکنند شاید آنها از اینها بهتر باشند یکدیگر را مورد طعن و توهین و سرزنش و عیبجویی قرار ندهید. با القاب زشت و ناپسند یکدیگر را یاد نکنید بسیار بد است که بر کسی بعد از ایمان، نام کفرآمیز بگذارید .

خط نسخ ايراني

با سلام خود داري از نيكو كاري ، بهتر از نيكي كردن به اميد پاداش است.

یه دختر تنها

خدای من؛ به همان نفس که تو دادی به من نفس از برای تو می زنم... به تو سوگند و به ناز گل سرخ و به پروانه که در عشق فنا می گردد زندگی زیبا نیست آنچه زیباست تویی...